به نام خداوند خالق عشق و مهرباني
اول از همه هر چند يه مدتي گذشته ولي سال جديد و بهار زيبا رو به شما و خانواده محترمتون از صميم دل تبريك ميگم و اميدوارم سالي سرشار از عشق و موفقيت در انتظارتون باشه
سلام
سلام به همه دوستان قديمي و جديد با وفاها و بي وفاها (هر چند با وفايي
هم داره مثل خيلي چيزاي ديگه به فراموشي سپرده ميشه و خيلي ها وقتي
چند روزي حالشونو نپرسي همه چي حتي دوستي و محبت و احساس و
عاطفه و دوست داشتن و عشق و......همه چي يادشون ميره و اصلا انگار نه
انگار روزگاري با يكي دوست بودن اونم دوستان هنري و ادبي )پس واژه
هايي مثل معرفت و مرام و محبت و وفا و دوستي هم دارن يواش يواش از تو ارتباطات رنگ ميبازند و كم رنگتر ميشن ولي من تو زندگيم هميشه و عملا هم نشون دادم كه نبايد اينجوري بود سعي كردم حتي پس از گذشت ساليان سال هر وقت وقت كردم و فرصتي تو اين روزمرگي هاي بيهوده و تكراري به دست اومده به دوستان قديمي و جديد چه اونايي كه ديدمشون و چه اونهايي كه تا حالا نديدمشون و هرزگاهي ميلي و يا كامنتي دادند سلامي عرض كنم حالي بپرسم و عرض احترام و ادبي بكنم به رسم دوستي و مهرباني و همچنين به رسم دوست داشتن و عاشقي و ارادت و از همه مهمتر به رسم شاعري.
نميخوام طولاني بشه چون خيلي حرفهاي گفته و ناگفته مونده و ميخوام به همه تون بگم تو اين عصر آهن و تكنولوژي و اطلاعات و ارتباطات و قرن 21 سعي كنيد شاعر و عاشق و با وفا و مهربان ودوست داشتني باشيد چه پسر و چه دختر فرصت كوتاه زندگي همديگرو قلبا دوست داشته باشيم و به هم احترام بذاريم و از حال هم با خبر باشيم.
با همه اين حرفها از هيچكدوم از شما دوست داشتنيها گله ندارم و اگه باهام هم عقيده ايد همه تونو بعد از ماهها به خواندن يه شعر ديگه از كتابم (خاطره هاي باراني) دعوت ميكنم موافقيد؟
ممنون ميشم بخونيد و حتما برام كامنتاي قشنگتونو بديد چه كامنت احوالپرسي و چه نظر راجع به شعرم اگه دوست داشتيد ميل هم ميتونيد بزنيد راستي هركس سايت اختصاصي منو نديده هم دوباره براش آدرسش رو مينويسم بره ببينه و حتما صداي شاعرو دانلودش كنه شنيدنش خالي از لطف نيست.
همه تونو دوست دارم و منتظر كامنتها و ميلهاي قشنگ همه تون هستم
باراني باشيد
شاهرخ
www.shahrokh.ir
نگاه عسلي
ميان چشم تو گم شد نگاه چشمانم
وياد چشم تو كردم ترانه ميخوانم
قسم به رنگ نگاهت كه واقعا عسلي ست
تو از قبيله شعري نگو نميدانم
شكوفه هاي سپيد نگاه تو يك شعر
غزل غزل تو شكفتي درون ديوانم
به رنگ چشم تو سوگند مي خورم امشب
كه با نگاه قشنگت هميشه مي مانم
كرانه هاي نگاهت سكوت ساحل عشق
درين فضاي خيالي هميشه حيرانم
تو عرصه هاي نگاهت به وسعت درياست
تو آخرين غزل من تو خط پايانم
به ياد چشم غزالت غزل سراييدم
و غنچه هاي نگاهت شكفته در جانم
چه لحظه هاي قشنگي كه خواب ميديدم
به گيسوان بلندت رسيده دستانم
مهندس شاه علي
مهربون باشيدو كامنت بذارين
موفق باشيد











